محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
748
آثار عجم ( فارسى )
بهر اتمامش فرمود به اين بنده وقار * كه به تاريخ ، يكى قطعه سنجيده بساز من در انديشه كه در جمع يكى آمد و گفت * « اين درِ رحمت از شاه به ما بادا باز « 1 » » درب ديگر را مرحوم حاجى نصير الملك ميرزا حسنعلى خان ، مؤسّس گرديده ؛ ابياتى جناب [ 447 f ] شوريده گفته و بر استوانهء آن منقوش است . مادّه تاريخ اتمام آن ، اين است كه مرقوم مىگردد : سرود منطق شوريده بهر تاريخش * گشاده بين در ايوان شه ز سيم وزير « 2 » از اين فقير مؤلّف نيز ، تاريخى خواستند ، اشعارى انشاء نمودم كه تاريخش در متن در ، مرقوم افتاده : كلك فرصت از پى تاريخ اتمامش نوشت * اين در از حاجى نصير الملك باشد يادگار « 3 » گنبد عرشساى آن كه قبه زركوبش ، سركوب سپهر برين است ، به كاشيهاى مختلفة الالوان با تزيين [ است . ] خاكنشينان آن آستان ملايك پاسبان را كه داعيان اين دولت جاويد مدّتند ، به گاه و بيگاه ، در حقّ پادشاه اسلامپناه ، اين دعاست كه خدايش عمر دهاد و ملكش معمور باد ؛ تا نقدى را به تذهيب آن گنبد ، مصروف دارد و قلب شيعيان را مسرور و مشعوف . در صحن و حرم آن امامزادهء واجب التّعظيم ، بسيارى از اولياء و فضلا مدفون گرديدهاند و در سمت جنوب صحن ، محاذى در بزرگ ، يك قطعه ساعت بسيار ممتاز كه زنگ آن فزونتر از چهل من است ، بر فراز عمارتى برپاست و آن را نيز شاهزادهء سابق الذّكر - شكّر اللّه سعيه - طلب نموده و بدان مكانش نصب فرموده . در زير صفحهء آن ساعت ، چند شعر مرحوم وقار ، به تاريخ انشاء فرموده ، بر سنگى نقش نموده ، نصب كردهاند . شعر آخر آن كه متضمن تاريخ است ، اين است : زد به تاريخ بناى او رقم كلك وقار * ساعتى عمر ملك بادا يكى سال دراز « 4 »
--> ( 1 ) . « اين در رحمت ( الخ ) با يك عدد كه ادخال كرده ، يك هزار و دويست و هشتاد و نه مىشود » . ( 2 ) . گشاده [ الخ ] : يك هزار و سيصد و نه مىشود . ( 3 ) . اين در [ الخ ] : نيز يك هزار و سيصد و نه است . ( 4 ) . ساعتى [ الخ ] : يك هزار و دويست و نود و دو مىشود .